رضا قليخان هدايت

1979

مجمع الفصحاء ( فارسي )

روى گل سرخ بياراستند * زلفك شمشاد بپيراستند كبكان بر كوه به تك خاستند * فاختگان همبر بنشاستند بلبلكان زير و ستا خواستند * ناى زنان بر سر شاخ چنار لاله به شمشاد برآميختند * ژاله به گل [ نار ] درآويختند بر سر آن مشك فروبيختند * وز بر اين درّ فروريختند نقش و تماثيل برانگيختند * از دل خاك و دو رخ كوهسار قمريكان ناى بياموختند * صلصلكان مشك تبت سوختند زرد گلان شمع برافروختند * سرخ‌گلان ياقوت اندوختند سرو بنان جامهء نو دوختند * زين‌سو و زان سو به لب جويبار طوطيكان بر گلكان تاختند * آهوكان گوش برافراختند گورخران ميمنه‌ها ساختند * زاغان گلزار بپرداختند بيدلكان در پى دل تاختند * با تركان چگل و قندهار باز جهان خرّم و خوش يافتيم * زى سمن و سوسن بشتافتيم زلف پرىرويان برتافتيم * دل ز غم هجران بشكافتيم خوب‌تر از بوقلمون يافتيم * بوقلمونيها در نوبهار پيكر در پيكر بنگاشتيم * لاله بر لاله فروكاشتيم گيتى را چون ارم انگاشتيم * دشت به ياقوت تر انباشتيم باز به هر گوشه برافراشتيم * شاخ گل و نسترن آبدار باز جهان گشت چو خرّم بهشت * [ خويد دميدانه دو بناگوش مشت ]